من سرم توی کار خودم بود

بعد یه روز یه نفر رو دیدم

اون این شکلی بود

ما روزهای خوبی با هم داشتیم

من یه کادو مثل این بهش دادم

وقتی کادومو قبول کرد اینجوری شدم

ما هرشب با هم حرف میزدیم

وقتی همکارام من و اون رو تو اداره دیدن اینجوری نگاه میکرد

و منم اینجوری جوابشونو دادم

اما روز ولنتاین اون یه گل مثل این داد به یه نفر دیگه

و من اینجوری بودم

بعدش اینجوری شدم

و هر روز بدتر از روز پیش شدم

احساس من اینجوری بود

بعد از اون شکست اینجوری شدم

بله.....آخرش به این روز افتادم

هیییییییییی....پدر عاشقی بسوزه!